السيد ابن طاووس ( مترجم : م - ر )
159
ادب حضور ( فلاح السائل ) ( فارسى )
تو نگشته ، و تو را از گناه دور ننموده و موجب قرب تو به پروردگارت نشده ، پس اگر به پروردگارت معرفت داشته باشى ، مصيبت تو به واسطهء قساوت قلب و سنگدلىات از گرفتار شدن به مصيبت ميّت بزرگتر مىباشد . » و نيز از جمله سخنانى كه هنگام تسليت گفته مىشود اين است : مسلّما خداوند - جلّ جلاله - در برابر صبر و خشنودى به مصيبتها پاداشى بزرگتر از بقاى زندگان عنايت فرموده ، و شخص عاقل همواره به مواهب و مناقب بيشتر ميل و رغبت دارد ، خداوند - جلّ جلاله - مىفرمايد : الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ ، قالُوا : إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ ، أُولئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ ، وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ . « 1 » - آنان كه وقتى به مصيبتى گرفتار مىشوند ، مىگويند : همانا ما از آن خداييم ، و تنها به سوى او بازمىگرديم ، آنانند كه درودها و رحمتى از ناحيهء پروردگارشان بر آنان خواهد بود ، و هم ايشانند كه هدايت پذير مىباشند . و در تسليت و اندوهگسارى عارفان همين بس كه مرگ از تدبيرهاى خداوند ارحم الرّاحمين و اكرم الأكرمين است و خداوند هيچ گاه در تدبير و كارسازى و مهربانى و عطوفتش بر نيكوكاران و حتّى بدكاران به ظلم و ستم متّهم نمىگردد . چنانچه برخى از مصلحتها و سعادتمنديهايى كه در باطن مرگ نزديكان است براى بستگان مردگان آشكار مىشد ، مسلّما ميّت و بستگان وى از خداوند درخواست مىكردند كه هر چه زودتر رخدادهاى ناگوار را بر ديگر چيزها مقدّم بدارد ، و اگر نمىمردند و اين مصلحتها و عنايتها به تأخير مىافتاد ، به خاطر بدست آوردن آن عنايتها از گريهاى كه هنگام مرگ دارند ، بيشتر مىگريستند . و آنچه در نزد خردمندان واقعى مهمّ است ، مرگ دل و صفات كمال انسانى است ؛ و امّا مرگ بدنها و انتقال آنها از جايى كه محلّ دگرگون شدن زمانهاست ، با وجود سلامتى دين ، مايهء سعادتمندى و افزونى است .
--> ( 1 ) بقره ( 2 ) : 156 و 157 .